»» + از چه بنويسم؟ از چه بنويسم؟ از خودم بنويسم يا از آن عزيز؟ شما به من گفتي که از او بنويس؛ ولي هر چه بخواهم بنويسم از او که نميتوانم چيزي فهميد که به قلم بيايد، پس از خودم مينويسم که خودم را ميشناسم. حتماً ميخواهي بگويي که مطلب مرا نفهميدي، چه ربط است ميان تو و او که ميخواهي از خودت بنويسي. نه، من هم خوب مطلب را گرفتم و ميدانم که ميان او و من ربطي نيست، ولي مانعي که هست من خوب ميدانم که اعمالي انجام ميدهم که او دوست ندارد، پس همينقدر او را ميشناسم که ميدانم او از اعمال من راضي نيست. او را اين قدر ميشناسم که اين قدر دوستداشتني و رئوف است که ميگويد اشکالي ندارد، ديگر انجام مده. ميدانم که او اينقدر دل رحيم است که براي گناهانم طلب آمرزش ميکند. پس اگر خودم را بشناسم و بفهمم مراد از خلقت من چه بوده است ميتوانم درک کنم که رضاي او در چيست و در اين راه قدم بردارم که همهي خواست او از من اين است.
نوشته هاي ديگران () نويسنده متن فوق: » صادق دوپيکر ( چهارشنبه 21/9/1386 :: ساعت 3:3 عصر )