






وضعيت من در ياهو سال هاست حسرت به دل مانده ايم نشانه هاي روشن تو را ببينيم. بي تو زمين حال خوشي ندارد و زمان دلتنگي مي کند.
بي تو نارون ها غصه دارند و پرندگان نت هاي آوازشان را از ياد برده اند. بي تو ماهيان بي آب و در جست و جوي آب مانده اند و بي تو آدم ها سايه هايشان را گم کرده اند و مقصد را نمي شناسند.
ما سايه امن تو را خواهانيم و در انتظار آن روز لحظه شماري مي کنيم. اي خورشيد عالم تاب! شانه هاي ما تاب تحمل سنگيني اين همه انتظار را ندارد، ولي همه اميد ما آمدن توست و مي دانيم با آمدنت لالايي طبيعت همه را به آرامشي بي پايان دعوت خواهد کرد و با آمدنت عطر شب بوها روزهايمان را نيز عطرآگين خواهد ساخت و نسيم اردي بهشت ما را به بهشت راهنمايي خواهد کرد.
اين غربت کده غمگين، زندگي را برايمان سخت کرده و توان پرواز را از ما ربوده است. هر بار که نامت را فرياد مي زنيم، اميدمان براي ديدارت بيشتر مي شود.
سوگند به عصر جمعه ها که وجودمان سرا پا عشق و انتظار است و انتظار براي ظهورت را بهترين انتظارها مي دانيم و براي آن روز بزرگ که در هيچ تقويمي نوشته نشده، ثانيه ها را مي شماريم.